تبليغاتX
پچ پچ هزار ساله

 

 

 

 




يه خدمتكار لازم دارم. يه خدمتكار كه جوهر خودنويسمو پر كنه ، گوشيمو بده درست كنن ، لباسامو برام اتو كنه ، ميز تحريرمو گردگيری كنه ، ظرفای شامو به اسم من(!) بشوره، دكمه ی مانتومو بدوزه، آرشیو نشريه هامو مرتب كنه. تو كولرم آب بريزه. برام به آژانس زنگ بزنه.  CD ای كه فاطمه برام خريده رو گوش كنه، بقيه كتابمو بخونه، يه زنگ بزنه سمانه حالشو بپرسه، وبلاگمو  Update  كنه، واسه دوستام كامنت بزاره. لينك عیسی محمدی رو اضافه كنه . به جام بره دندون پزشكی. ورزش كنه. Flash memory ام رو خالی كنه، يه كتونی خشگل برام بخره ...
يه خدمتكار می خوام كه گاهی گزارشای منو بنويسه. با نگاه من بنويسه. عين خودم بنويسه. خودم باشه. خودمو می خوام ... خود آزاد ترمو می خوام .
 
+  شنبه 17 شهریور1386ساعت 21:39   مرضیه  |