
چيزی بايد ماه رمضون امسالم رو بغض آلود می كرد.
چيزی بايد به ماه رمضون امسالم اميد می داد؛
چيزی كه ماه رمضون امسالم رو بغض آلود كرد !
نمی دونم
دلبسته بعضی زخم ها بودن ، خوبه يا بد!
و مثل شاعرها زندگی كردن
خوبه يا بد!
و ماه رمضون امسال
نمی دونم خوبه يا بد!
دلم هوايی روزهای بی هواست
و این نمی دونم خوبه یا بد!
هر چه مي نويسم نمي شود.
هزار چيز نوشته ام و نشده است.
نشده است كه بگذارمش اينجا
انقدر نگو دوره نوشتن هات ديگر تمام شد!
نگو عوض شدي و
مي ترسيدي از اين روز !
نگو تو را به دغدغه هاي نگرانت مي ستودم.
دلت براي خانم كاوياني انقدر تنگ نشود.
فرقي نكرده ام
آن قبل تر هم
همان وقتي كه در اين آدرس اينترنتي خلاصه مي شدم و
يك قاب سياه چادر
موهايم همين قدر بلند بود و
تا بخواهي دامن هاي كوتاه و رژ لب هاي رنگي داشتم.
من همينجايم
با كلماتي كه هيچ وقت انقدر تازه نبوده اند.
و غم هاي عزيز
غم هاي قديمي عزيز ...
نترس از اينكه
از مهرباني توست كه من ديگر غمگين نمي نويسم.
مرا به اين چهارگوش آبي نشناس
اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است !