+
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 16:1  مرضیه
|
پری توی یک رودخانه وحشی هولناک گیر افتاده است.
هی آب با شتاب می بردش، و مدام می خورد به صخره های سختِ کف رودخانه.
همه بدنش زخم و زبر شده است.
تا می آید به رودخانه شکایت کند،
رود با همان خشونت، باز وعده دریا را می دهد.
حالا از آن پریِ زیبا جز زخم های سخت و دردناک چیزی نمانده است.
زخم ها پری را به دریا نمی رسانند!
پری اما هنوز می پرسد:
پس تا آرامش دریا چقدر راه مانده است ؟!
+
چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 2:10  مرضیه
|
+
شنبه 10 تیر1385ساعت 23:35  مرضیه
|